مبارزه اجتماعی چیست؟/ احسان طبری

انقلابیون «ناسازگار» فقط با کسانی که با تمام هدفها و شیوه ها و روش های آنها موافقند حاضرند همرزم شوند. این امر منجر به آن می شود که به جای انفراد نیروی دشمن، انفراد نیروی انقلابی حاصل می آید. در عین حال نرمش در جلب قوا نباید منجر به آن شود که مرز بین دوست و دشمن از میان برود و ابهام در صف بندی ها برقرار شود. زیان این خطا از زیان خطای اول کمتر نیست زیرا خطر ازمیان رفتن خود هدف مبارزه را تشدید میکند.

مبارزه یکی از اشکال عمده پراتیک اجتماعی انسان است. مبارزه یعنی تلاش به اشکال گوناگون مسالمت آمیز تا قهر آمیز برای از میان برداشتن موانع و هموار ساختن جاده پیروزی آن امر و هدفی که در شرایط معین فائق نیست. اگر این مبارزه برای پیروزی امر نو و دفاع از آن باشد مبارزه، مبارزه ای است مترقی و وقتی این مبارزه برای پیروزی یا حفظ امر کهنه باشد مبارزه، مبارزه ای است ارتجاعی. مبارزه اجتماعی دارای فنی است که استراتژی و تاکتیک نام دارد و همان طور که باید موازین و قوانین اساسی رهبری علمی حزب و نهضت را آموخت همان طور هم باید این فن را فرا گرفت و قواعد و موازین آن را دانست والا این کاری نیست که سرسری بتواند سرانجام گیرد و یا به اتکاء «حسن تصادف» به نتیجه برسد.

قطب های متضاد مبارزه

مبارزه اجتماعی پروسه ای است بسیار بغرنج، مرکب از قطب های متقابل مانند تعرض و عقب نشینی، نرمش و قاطعیت، سازش و سرسختی، جسارت و حزم، شکیب و شتاب، تدریج و تسریع، کار آشکار و کار پنهانی، روش مسالمت آمیز و روش قهر آمیز، سریت و علنیت و غیره و غیره. برحسب شرایط زمان و مکان در هر لحظه معین یکی از این دو قطب عمده میشود، در حالی که قطب متقابل هرگز از تأثیر نمی افتد. یافتن تناسب صحیح دیالکتیکی بین قطبین و انتقال به موقع از یک قطب به قطب دیگر یکی از دشوارترین وظایف است که فقط و فقط یک نیروی هدایت کننده مجرب و خردمند بر اساس تحلیل علمی فاکت ها میتواند آنرا بیابد ولاغیر. عمده گرفتن قطب غیر عمده و بر عکس، یا نوسان در میان دو قطب به امر مبارزه زیان شدید میزند.

مبارزه اجتماعی مبارزه ای است مرکب از کامیابی و ناکامی، شکست و فتح، توقف و تعرض، پیشروی و عقب نشینی. باید توانست پس از هر ناکامی، تجارب لازم مثبت و منفی را برای کسب قدرت بیشتر در مرحله آتی نبرد گردآورد و از این تجارب بهره برداری نمود، زیرا تکرار تجریدی تجارب بی فایده است. اگر هدف درست باشد، سازمان محکم، رهبری صحیح، مبارزه سنجیده و پیگیر از حوادث به درستی عبرت اندوزی شود در طول مدت پیروزی حتمی است.

اشکال مبارزه

مبارزه یا بین دو نیروی دارای تضاد آشتی ناپذیر (آنتاگونیستی) است یعنی نیروهائی که از جهت تاریخی سازش ناپذیرند و یکی مظهر نو و دیگری مظهر کهنه است و باید یکی جای دیگری را در تاریخ بگیرد و یا آنکه مابین دو نیروئی است که در جهت مشترک تاریخ عمل میکنند و تضاد آنها لااقل در دوران معین دریک سنتز عالی تر قابل آشتی و ترکیب است. این دو نوع مبارزه از لحاظ کیفیت با هم تفاوت دارند. مبارزه مابین نیروهای انقلابی و مترقی با نیروهای محافظه کار و ارتجاعی مبارزه ای است مابین قوای سازش ناپذیر ولی اختلافاتی که در درون نیروهای مترقی درمی گیرد و مبارزه ای که از آن ناشی می شود ازنوع دوم است. البته این دو نوع تضاد که از جهت کیفی مختلف هستند دارای مرز قاطعی نیستند و در زندگی و واقعیت زنده طیف متصلی وجود دارد که در یک قطب آن عمیق ترین تناقضات آشتی ناپذیر قراردارد و در قطب دیگر آن سطحی ترین اختلافات حل شدنی و آشتی پذیر. قاعده کلی که می توان ذکر کرد آن است که بر حسب درجه عمق اختلاف باید شیوه مبارزه تغییر کند. معمولاً قاعده مبارزه در مورد اختلافات آشتی ناپذیر عبارت است از تکیه برروی مبارزه، تکیه برروی تضاد؛ عبارت است از افشاء تناقضات، حاد کردن و تعمیق تناقضات، نبرد بی امان تا نیل به غلبه و پیروزی. و اما در مورد اختلافات آشتی پذیر عبارت است از تکیه بر روی وحدت یا کوشش برای حل تضاد، عبارت است از بر ملا کردن نقاط اختلاف، انتقاد و کوشش برای نیل به یک سنتز عالی تر که موجب اتحاد عمیق تر شود. هیچ نسخه از پیش تنظیم شده ای نمی توان برای حل این یا آن نوع مبارزه به دست داد و این مسئله ای است که باید با توجه به اصول ذکر شده در عمل و به شکل کنکرت حل شود.

عرصه های مبارزه

مبارزه به دو صورت عمده مبارزه طبقاتی و مبارزه ملی و نژادی در می آید و در هر صورت می تواند مسالمت آمیز و یا قهر آمیز باشد. عرصه های عمده مبارزه طبقاتی عبارت است از مبارزه تئوریک، مبارزه اقتصادی، مبارزه سیاسی و اجتماعی. شکل عمده مبارزه تئوریک عبارت است از پولمیک، شکل عمده مبارزه اقتصادی عبارت از مبارزات مطالباتی است. مبارزه سیاسی و اجتماعی بر حسب تنوع شرایط گاه به شکل مسالمت آمیز (مبارزات انتخاباتی و تظاهراتی) گاه به شکل قهرآمیز (قیام و جنگهای رهائی بخش) در می آید. هریک از عرصه های مبارزه دارای موازین خاص خویش است. هیچ یک از عرصه های مبارزه را نمی توان مطلق کرد و مبارزه یک حزب تنها در متنوع ترین و ذوجوانب ترین اشکال آن میتواند یک مبارزه قوی و مؤثر تاریخی باشد.

تمپ و شیوه مبارزه بسته به چیست؟

فراز و نشیب مبارزه و به کار بردن شیوه های مختلف و تمپ آن بستگی به دو عامل دارد: وضع خودی و وضع دشمن. وضع خودی یا نیروی مترقی مبارزه از لحاظ قدرت صفوف، عوامل مساعد و نامساعد ملی و بین‌المللی باید دقیقا مورد سنجش قرار گیرد. مبارزه می تواند با سرعت یا بطئی پیش رود، دورانی عمل کند یا به شیوه مقابله و رو در رو (فرونتال). این چهار شیوه اساسی و ترکیب آنها بستگی به آن شرایط پیش گفته دارد. درصورتی که بررسی نشان داد که نیروی خودی در مجموع ضعیف و نیروی دشمن در مجموع قوی است باید با احتیاط و به شیوه های دورانی و مانور و روش تدریج عمل کرد. در غیر این صورت کار به ماجراجوئی می کشد. در صورتی که بررسی نشان داد که نیروی خودی در مجموع قوی و نیروی دشمن درمجموع ضعیف است باید با جسارت و سرعت به شیوه رو در رو و قاطع عمل کرد. در غیر این صورت کار به اپورتونیسم میکشد. نباید شیوه قاطع (رادیکالیسم) و شیوه تدریج (رفورمیسم) را مطلق کرد و آن را همیشگی و ابدی دانست. یک نیروی مجرب و عاقل جائی انقلابی عمل میکند، جائی رفورمیستی. به این مناسبت بسیار به جا است نقل قول جالبی از لنین، یکی از بزرگترین تاکتیسین های انقلاب بیاوریم:

«برای انقلابی واقعی بزرگترین خطر و شاید تنها خطر عبارت است از اغراق در انقلابیت، فراموش کردن حدود و شرایط به کاربردن موفقیت آمیز این شیوه های انقلابی. انقلابیون واقعی وقتی شروع کردند انقلاب را با حروف برجسته بنویسند، و «انقلاب» را به چیزی الهی مبدل کنند، وقتی شروع کردند گیج شدند و استعداد درک این نکته را که درچه لحظه و درچه شرایط و درچه رشته عملی باید توانست به شیوه رفورمیستی پرداخت، به نحوی هرچه خردمندانه و هوشیارانه تر از دست دادند، در این کار گردن خود را شکاندند».

هدفها و مراحل استراتژیک و تاکتیک

هر مبارزهای باید دارای هدفهای روشن، علمی، واقعی و قابل حصول از جهت تاریخی باشد و الا آن مبارزه تلاش عبثی است. هدف ها را معمولاً به دو دسته تقسیم می کنند: هدف های نهائی که هدف استراتژیک نام دارد و دوران معین (استراتژیک) تکامل مبارزه را در بر می گیرد. مثلا برای تبدیل جامعه از سرمایه داری به سوسیالیسم باید یک دوران استراتژیک را طی کرد. هدفهای استراتژیک را باید براساس تحلیل علمی جامعه صرفنظر از مشکلات وصول بدان و باجسارت مطرح ساخت. این هدف ها باید روشن و بدون ابهام باشد تا رزمنده بداند با چه موافق است، با چه مخالف. اما برای نیل به هدف استراتژیک باید مراحل تاکتیکی را گذراند و متناسب با این مراحل باید هدف های تاکتیکی را مطرح ساخت. این جا باید کلیه شرایط موجود، کلیه مشکلات، کلیه به علاوه ها و منهاها را درنظر گرفت، قوای خود و دشمن را سنجید و آن چنان هدفی را در برابر نهاد که از جهت تاکتیکی قابل حصول باشد. مناسب با هدف های استراتژیک و تاکتیکی شعارهای استراتژیک و تاکتیکی به میان می آید. علاوه براین شعارهای استراتژیک و تاکتیکی، شعارهای عملی هم وجود دارد که برای این یا آن بخش مشخص مبارزه روزانه است. مسئله تعیین مراحل تاکتیکی و شعارهای آن و شعارهای درست عمل که قدرت تجهیز داشته باشد مسئله ای است دشوار و تنها براساس شناخت درست جامعه معین و سنن و روحیات و آرایش طبقاتی و گرایش های رشد و غیره آن جامعه میتوان این معضل را به درستی حل کرد. هرج و مرج و سوء تشخیص در این زمینه به نتائج شوم منجر میگردد.

مسئله مرزبندی و تشخیص و تجزیه نیروها (دیاگنوستیک نیروها)

در هر مبارزه‌ای نتیجه حاصل مربوط به تناسب قوائی است که در مبارزه واردند. لذا یکی از نکات مهم فن مبارزه بررسی و تشخیص درست آرایش و تناسب قواست. باید نیروی طرفدار و نیروی مخالف و نیروی بیطرف را به درستی تشخیص داد. در نیروی بی طرف نیز باید بی طرف خنثی و بی طرف مساعد، و بی‌طرف مساعد و بی‌طرف نامساعد را از یکدیگر جدا کرد. قاعده اساسی و طلائی در هر مبارزه عبارت است از نیل به تجمع حداکثر نیرو علیه دشمن و منفرد کردن هرچه بیشتر آن. برای این منظور باید کلیه نیروهای طرفدار را متحد کرد، نیروی بیطرف مساعد و خنثی را به مبارزه جلب نمود، نیروی بیطرف نامساعد را در موضع بیطرفی نگاه داشت و مانع شد که به نیروی دشمن به پیوندد و نیروی دشمن را تجزیه کرد و سرسخت ترین آنها را منفردکرد و از صحنه خارج ساخت. این مسئله مرزبندی و تشخیص و تجزیه قوا مهم ترین نکته در مبارزه است و لازمه حل صحیح آن داشتن دید درست و تجربه است. روش های سکتاریستی که منجر به انفراد نیروی انقلابی می شود مضرترین روش ها در امر مبارزه است. انقلابیون «ناسازگار» فقط با کسانی که با تمام هدفها و شیوه ها و روش های آنها موافقند حاضرند همرزم شوند. این امر منجر به آن می شود که به جای انفراد نیروی دشمن، انفراد نیروی انقلابی حاصل می آید. در عین حال نرمش در جلب قوا نباید منجر به آن شود که مرز بین دوست و دشمن از میان برود و ابهام در صف بندی ها برقرار شود. زیان این خطا از زیان خطای اول کمتر نیست زیرا خطر ازمیان رفتن خود هدف مبارزه را تشدید میکند.

جامعه در تحول است، آرایش طبقاتی و سیاسی در آن در تحول است. باید توانست این تحول را درک کرد وآن نیروئی که تا دیروز جزء دشمن و ذخیره نامساعد بود و امروز بیطرف یا حتی مساعد شده است به موقع تشخیص داد و همچنین برعکس. مسئله تجزیه قوای دشمن و استفاده از اختلافات بین آنها دارای اهمیت تاکتیکی غیر قابل تردیدی است. برخی عناصر سکتاریست این نوع اختلافات را مهم نمی شمرند و آنرا به کلی رد میکنند. لنین در این باره چنین مینویسد:

«غلبه بردشمن طبقاتی ممکن است تنها از راه استفاده حتمی، دقیق، بامواظبت، احتیاط آمیز، ماهرانه همه حتی کمترین شکاف بین دشمن، انواع گروه ها و انواع بورژوازی در داخل کشورهای مختلف… کسی که این را نفهمید، از مارکسیسم واز سوسیالیسم ذره ای و اصلاً چیزی نفهمیده است».

 لنین همچنین می گوید:

«باید بین «نمایندگان عاقل بورژوازی و دولت» و «عناصر ماجراجو» از جهت برخورد فرق گذاشت».

 نکته دیگری که در همین زمینه باید گفت آن است که اصل در میان نیروهای دوست و بی طرف مساعد تکیه برروی وحدت است. به قول مارکس در میان نیروهای انقلابی هرگونه تفرقه ای ارتجاعی است و اصل در بین قوای مخالف تجزیه آن قوا و ایجاد تضاد بین آنها است.

پیش بینی حوادث (پروگنوستیک)

یکی از شرایط مهم موفقیت در مبارزه قدرت پیش بینی حوادث، دیدن گرایش های نهان، داشتن قدرت تجسم و تصور علمی آینده ای که اکنون وجود ندارد و سمت گیری در جهت این آینده است. بدون تردید پیش بینی علمی فقط تحلیل عمیق و عینی واقعیت، با اطلاع به قوانین عام و خاص تکامل آن واقعیت، با داشتن تجربه و شم اجتماعی میسر است والا کسی را اطلاع بر مغیبات میسر نیست. خاصیت داشتن پروگنوستیک صحیح از حوادث آن است که شخص مبارز یا ستاد رهبری کننده مبارزه میتواند تاکتیک هائی را به کاربرد که اثر بخشی آن طولانی است و خود را برای چرخش حوادث آماده کند و از غافلگیر ماندن جلوگیری به عمل آورد زیرا مهم ترین بلیه مبارزه غافلگیری است یعنی دچار شدن ناگهان و بدون تدارک قبلی به یک وضع. تشخیص صحیح قوای متخاصم و پیش بینی صحیح مراحل آتی مبارزه شرایط حتمی پیروزی در مبارزه است.

تدارک برای سخت ترین، آمادگی برای بدترین

اگر گردانندگان مبارزه برروی سهولت مبارزه و مساعدت بخت حساب کنند، به پیروزی در هر مرحله نبرد مطمئن باشند، با دل آسودگی کار کنند، دشوار است که بتوانند فاتح شوند. تنها سازمانی که برای سخت ترین صحنه های مبارزه تدارک لازم را داشته باشد و برای بدترین وقایع آماده شود میتواند از مبارزه پیروز در آید. در جریان مبارزه، نیروی انقلابی به کرات با هجوم انواع مشکلات روبرو میشود. باید مشکلات را به گروه های مختلف تقسیم کرد و آنها را برحسب الاهم فالاهم حل کرد. یک باره به همه کار نمی توان دست زد. باید گروه مشکل ها را طوری ردیف بندی کرد که حل یکی شرط حل دیگری باشد و سپس آنها را از سرراه برداشت.

ترصد، تعرض، عقب نشینی

سه مقوله ترصد، تعرض، عقب نشینی از مقولات مهم مبارزه است. تشخیص زمان این سه مقوله اهمیت فراوان در پیروزی دارد. باید هر سه فن: فن شکیب و ترصد برای وصول روز مساعد. فن عمل سریع و شدید و قوی وقتی شرایط مساعد رسیده است، فن برون کشیدن قوا از میدان وقتی اوضاع به زیان انقلاب دگرگون شده است را آموخت. هر سه فن بسیار مشکل و بسیارحیاتی است. ولی نه فقط تعرض و عقب نشینی، دوران ترصد نیز دورانی است پر از عمل. در این دوران باید برای نبردهای آتی از هرباره و در هر زمینه آماده شد یعنی ترصد یک سازمان انقلابی ترصد فعال است نه منفعل و پاسیف یا بصورت یک انتظار لخت و خالی از عمل.

برگرفته از کتاب نوشته‌های فلسفی و اجتماعی، جلد اول، چاپ سوم، صفحه ۲۷۶، اثر زنده یاد احسان طبری. انتشارات حزب توده ایران

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email