نشردرسراشیب بحران های کاغذی

رسیدن به قله تولید کتاب در سال ۴۹،نه ثمره تزریق پول بود و نه صدقه دادن اندک یارانه دولتی به نشر این مرز و بوم!بلکه تنها نتیجه تحولات و رشد طبیعی فرهنگ در جامعه بود.معنای تیراژ ۵۰۰ جلدی برای کتاب در کشوری با جمعیت بالغ بر ۸۰ میلیون نفر، این بوده که فرهنگ،دیری‌است که تعطیل شده است!…

اکثر ناشران ایرانی معتقدند این افزایش قیمت کتاب است که تاثیر منفیِ مستقیم بر خرید کتاب گذاشته و باعث کاهش شمارگان کتاب می‌شود

نیم نگاهی به تیراژ کتاب‌های چاپ شده در کشور، به این مقوله قوت می‌بخشد که اندازه آن به چند دهم میانگین جهانی که هیچ،حتی منطقه‌ای هم نمی‌رسد

اعمال سانسور، کیفیت کتاب‌های حوزه علوم انسانی و ادبیات و هنر را متاثر کرده و پایین‌ترین آمار کتاب‌های منتشرشده به کتاب‌های حوزه هنر با تنها سه‌درصد بازار نشر کشور اختصاص دارد.

یک روز خالی از مشغله،هیاهوی وسوسه‌انگیز عابران،تو را به خیابان‌ها می‌کشاند.تلاش می‌کنی میان آمد و شد رهگذران در پیاده رو، راهی برای خودت پیدا کنی که ناخداگاه جایی زیر پاهای گذران مردم،تصویر بساط کتاب فروشی‌ها از نظرت می‌گذرد.نزدیک‌تر می‌شوی.چشم‌هایت به عناوین وسوسه انگیز کتاب‌ها می‌افتد و مجذوب جلدهای رنگارنگ‌شان می‌شوی.در ذهن نام کتاب‌ها را مرور می‌کنی تا مجاز یا غیر مجاز بودن‌شان را در خاطرت تمییز دهی.شاید چیزی به یاد نیاوری ولی خودت را از تک و تا نمی‌اندازی و چند جلد کتاب می‌خری.اما شاید ندانی که با این خرید به ظاهر فرهنگی، چه ضربه‌ای ممکن است به بازار نشر و کتاب زده باشی!باید گفت امروزه نشر غیر مجاز کتاب‌ها ، تنها یکی از هزاران مشکلی است که در حوالی این حیطه پرسه می‌زند.بازار نشر ایران سال‌هاست که خسته از این وضعیت بیمار گونه است.راهکارهای اعمال شده تاکنون نیز ،همواره شبیه یک مسکن با دز پایین عمل کرده است،همانند دور باطلی که هرازچندگاهی برای رفع معضلات،جولان داده اما دوباره به نقطه صفر می‌رسد.نیم نگاهی به تیراژ کتاب‌های چاپ شده در کشور، به این مقوله قوت می‌بخشد که اندازه آن به چند دهم میانگین جهانی که هیچ،حتی منطقه‌ای هم نمی‌رسد.قیمت کتاب نیز به فراخور جایگاه نداشته‌اش در میان اقشار گوناگون جامعه به زعم بسیاری از نویسندگان آنقدر اندک است که اغلب درصد تعلق گرفته به مولفان یا مترجمان کفاف حتی یک ماه از زندگی روزمره‌شان را هم نخواهد داد.این در حالی است که افزایش نجومی قیمت کاغذ و تغییر در قیمت کتاب‌ها به زعم عده‌ای دیگر از خانواده نشر،همان جایگاه معلق کتاب میان مردم را نیز از بین برده است.با نگاهی اجمالی به روزهایی که بر بازار نشر و وضعیت چاپ در تاریخ پر فراز و نشیب ایران گذشت در می‌یابیم که نشر،از همان بدو تولد،وارد یک جاده لغزنده شده و تا به امروز هم افتان و خیزان پیش می‌راند.در گفتار پیش‌رو ضمن بررسی تاریخی این فراز و نشیب‌ها،با چند نفر از اهالی این حوزه گفت‌وگویی انجام دادیم تا شاید تلنگری باشد بر خواب زمستانی بازار نشر.

دهه ۴۰،قله رشد نشر

با وجود تمام پیامدهای خانمانسوز جنگ‌های ایران و روسیه،باید به این مهم اشاره کرد که این رویداد،فوایدی نیز داشت که شاید بتوان یکی از آن‌ها را آگاهی ایرانیان از تحجر حاکم بر ذهنیت،فردیت و زندگی‌شان دانست.لزوم ورود صنعت چاپ به کشور و ترجمه و نشر کتاب در دوره سلطنت ناصرالدین‌شاه شاید یکی از اساسی‌ترین واکنش‌هایی بود که روشنفکران در آن دوره برای رهایی از آسیب مهیب فرهنگی کشور،به آن دست زدند.در سالشمار تاریخی نشر ایران به چند دوره مهم برمی‌خوریم که اولین آن از سال ۱۳۲۰ آغاز شد.در این سال با جمعیت ۱۶ میلیون نفری ایران، میزان تولید کتاب کمتر از ۳۰۰ عنوان در سال بود که در سال ۱۳۳۰ به کمتر از ۵۰۰ عنوان افزایش یافت.همچنین باید گفت که تاسیس انتشارات دانشگاه تهران و انتشارات امیرکبیر،دو رویداد تاثیرگذار بر نشر ایران، هر دو در دهه ۲۰ صورت گرفتند.اما رشد تولید کتاب در دهه ۳۰ و به ویژه سال ۱۳۳۴ ،پس از سرکوب مطبوعات آزاد بیشتر نمود پیدا کرد.چراکه تا پیش از آن به فراخور بستر سیاسی کشور،چاپ مطبوعات به تولید کتاب ارجحیت داشت.در این دوران،نشر کتاب جایگاه به محاق رفته خود را چند صباحی بازپس گرفت.در این میان تعداد زیادی از فعالان حزبی و سیاسی به ویژه روشنفکرانی که تازه از بند رها شده بودند،به کار نشر روی آوردند که همین مهم،منشا تحولی بی‌سابقه در این حوزه شد.ویرایش و گرافیک به معنای امروزی آن نیز،از تولد یافته‌های همین دوره است.جهش اساسی بعدی اما،در دهه ۴۰ است.براساس آمار کتاب‌شناسی ملی ایران، شمار کتاب‌های انتشاریافته در سال ۱۳۴۰ کمتر از ۶۰۰ عنوان بود که در سال ۱۳۴۹ به بیش از ۴۳۰۰ عنوان رسید؛ یعنی قله رشد تولید کتاب در سراسر دوران پهلوی.در ادامه نیز با توجه به رشد شهرنشینی و طبقه متوسط باسواد این روند حفظ شد و تا پایان سال ۱۳۴۹، آمار سرانه کتاب به جمعیت کشور نسبت به سال۱۳۴۰، ۶ برابرشد.رسیدن به این قله،نه ثمره تزریق پول بود و نه صدقه دادن اندک یارانه دولتی به نشر این مرز و بوم!بلکه تنها نتیجه تحولات و رشد طبیعی فرهنگ در جامعه بود.از رویدادهای مهم دیگر در این دهه نیز می‌توان به تصویب قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان در سال ۱۳۴۸اشاره کرد.

سایه مهیب یک پدیده ضدفرهنگی در تاریخ

اما در همان دهه ۴۰،بسته به شرایط یا دیدگاه متولیان، سانسور با مقیاسی نامعلوم کماکان اعمال می‌شد.در همین برهه،گلاویزی ناشران و پدیدآورندگان کتاب با اداره نگارش وزارت فرهنگ و هنر که عهده‌دار سانسور بود، زمینه‌ساز تشکیل کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ شد.همچنین به مذاکراتی میان نویسندگان و ناشران با دولت انجامید که حاصل آن تعیین روال تازه‌ای مبتنی بر ثبت حقوقی کتاب چاپ شده از سوی ناشر بود؛ روالی که تا پایان کار حکومت وقت ادامه یافت ولی در عمل کمکی به کاستن از فشار سانسور نکرد.اما در بحث نشر ایران در دهه ۱۳۵۰ و تا آستانه انقلاب۵۷، به‌رغم عواملی چون رشد بالغ بر ۳۳ میلیون نفر جمعیت در ۱۳۵۵ ،همچنین گسترش آموزش و افزایش تعداد تحصیل‌کردگان در دانشگاه‌های داخل و خارج از کشور، تاسیس موسسات متعدد پژوهشی وابسته به دولت و دانشگاه‌هایی که هر یک انتشاراتی را یدک می‌کشیدند و بهبود کیفی تولید کتاب و رشد تجهیزات و دانش فنی چاپ، نشر کتاب در ایران رو به قهقرا رفت. تعداد کتاب‌های منتشر شده در سال۱۳۴۹ که ۴۳۵۹ عنوان بود، در سال ۱۳۵۰ به ۳۴۷۴ عنوان کاهش یافت.سقوط منحنی تولید کتاب در ایران ادامه یافت و در ۱۳۵۵ به مرز بحرانی ۱۶۸۹ عنوان رسید. در ماه‌های پایانی ۱۳۵۶ و اوایل ۱۳۵۷، زمانی که حاکمیت پیشین از نفس می‌افتاد، نشر غیرمجاز شکل گرفت که کتاب‌های بسیاری را در شمارگانی که قابل برآورد نیست، منتشر کرد. این کتاب‌ها با عنوان «جلد سفید» طیف گسترده ای از آثار مارکسیستی تا انقلابی، نگاهی تاریخی به نهضت ملی، نطق‌های مجلس و دفاعیات دکتر مصدق در دادگاه نظامی، آثار دکترعلی شریعتی،آثار نویسندگان و شاعران معاصر ایرانی که به تیغ سانسور گرفتار شده بودند را شامل می‌شد.در سال‌های بعد از انقلاب اما، نقاط ناشناخته در نشر ایران افزایش پیدا کرد.از ناشرانی که در دوره‌هایی فعالیت چشمگیری داشته‌اند و امروز جز نامی از مدیران‌شان نمی‌دانیم تا کتاب‌هایی که ناشران‌شان از هویت‌های ناشناس یا مجهول استفاده کرده‌اند.

ناشران آلوده نشر هستند!

عدم رعایت حقوق تولیدکنندگان در ایران در همه حوزه‌ها به ویژه حوزه فرهنگ، آسیب زننده است. باید تاسف خورد که امروز در شرایطی قرار داریم که مردم حتی کتاب‌های کپی را هم نمی‌خوانند. تمامی تلاش‌ها و دویدن‌های ناشران شاید برای اندک مردمی باشد که هنوز زندگی و لحظات‌شان با کتاب خواندن عجین شده است. معنای تیراژ ۵۰۰ جلدی برای کتاب در کشوری با جمعیت بالغ بر ۸۰ میلیون نفر، این است که فرهنگ،دیری‌است که تعطیل شده است!
امیر نادری،مدیر انتشارات «نی نگاه» است و ۲۰ سال می‌شود که در حوزه نشر فعالیت دارد.وی با اشاره به رقابت میان هم صنفان در حوزه نشر و تاثیر آن در افت و خیز بازار کتاب به «قانون» می گوید:«بازار رقابت در همه صنف‌ها وجود دارد اما بسته به نگاه‌ها روحیات متفاوت است.شاید اصلی‌ترین مشکل میان هم صنفی‌های نشر،سیاست‌های قیمت‌گذاری کتاب‌ها باشد.برای مثال در ۲۰ سال اخیر ما این مشکل را داشتیم که تعدادی ناشرِ به اصطلاح ، «پزشکی» روی کار آمدند،قیمت کتاب‌ها را بالا بردند و بعد برای آن تخفیف گذاشتند.همین کار در درازمدت قیمت کتاب‌ها را بالا برد،همه متضرر شدند و این مشکل نه تنها به آن اقلیت که به تمام ناشران بسط پیدا کرد.اما باز هم جای شکرش باقی است که در کار کتاب، فضای سالم‌تری نسبت به اصناف دیگر جاری است یا به عبارت دیگر،نگاه صرفا بازاری در کار کتاب کمتر از اصناف دیگر است».

این ناشر با اشاره به ناشرانی که در زمان نمایشگاه ،تعداد زیادی کتاب در تیراژ پایین چاپ کرده در حالی که درطول سال هیچ کتابی را به چاپ نمی رسانند اظهار می‌کند:«در عرف بازار نشر،این‌گونه جا افتاده که هر ناشر در طول سال باید دست کم چهار عنوان کتاب چاپ کند. البته این قاعده، انعطاف پذیر است،به این صورت که کتاب‌هایی را که تالیف و ترجمه آن‌ها زمان و هزینه زیادی می‌برد،می‌توان به جای چند اثر پذیرفت .بدیهی است که میان تالیفات ارزشمند با ترجمه‌های کوچک، تفاوت وجود دارد.ناشران نمایشگاهی در یک بازه زمانی کوتاه، حدود۱۰۰ عنوان کتاب تاریخ گذشته درمی‌آورند، مثلا کتاب‌هایی که۳۰ سال از مرگ مولفان‌شان گذشته و دوره حق التالیف آن‌ها به پایان رسیده‌است،مثل کتاب‌های سهراب سپهری و فروغ فرخزاد که پیش از این‌ها، حق نشرشان در اختیار انتشارات طهوری بود، یا کتاب‌های کوچک و کم حجمی که به سرعت آماده می‌شوند!»نادری همچنین درباره جای خالی یک مکانیسم فرهنگی در تبلیغات صدا وسیما برای تبلیغ کتاب ادامه می‌دهد:«صدا و سیما متاسفانه بوقچی یک جریان خاص است که ارزش حرف زدن ندارد.چرا که تا به حال به جای با مردم بودن بر مردم بود.شما می‌دانید که نمی‌توان تبلیغات مربوط به کتاب را به رادیو و تلویزیون داد، به این دلیل که همواره ممکن است عده‌ای دلواپس محتوای کتاب‌ها باشند! مملکتی که نتوان در آن کتاب را تبلیغ کرد، از نظر فرهنگی کلاهش پس معرکه است.عملا کاری هم ازدست من و ناشران خصوصی بر نمی‌آید زیرا این مسائل جزو بحث‌های کلان مملکت است».مدیر انتشارات «نی نگاه» در پایان صحبت‌هایش، درباره انگیزه‌ای که ناشران را در این شرایط بغرنج بازار سرپا نگاه می‌دارد،ادامه می‌دهد:«باید گفت که ما ناشران،آلوده این کار هستیم.من بعد از ۲۰ سال، کار دیگری بلد نیستم که انجام بدهم.با تمام مشکلات می‌جنگیم و امیدوارم این ناامیدی به کلیت فضا غلبه نکند.امروز فضای عمومی نشر به سمتی رفته که مردم با کتاب غریبه شده‌اند و این معضل متاسفانه با شیب تندی رخ داده است».

هرچه از دوست رسد،نیکو نیست!

باید اشاره کرد که امروز، نبض بازار کتاب در قرق کتاب‌های کمک آموزشی و همچنین کتاب‌های کودکان و نوجوانان است، به طوری که دو انتشارات کمک آموزشی «بین‌المللی گاج» و «کانون فرهنگی آموزش»، دو ناشر پرکار در دو سال اخیر بودند و تعداد عناوین کتاب در حوزه کودک نیز در مقایسه با دوره زمانی مشابه سال گذشته، ۵۶ درصد افزایش داشته است.همچنین در این مدت، متوسط قیمت کتاب حدود ۱۳۰۰ تومان یعنی ۸.۵ درصد افزایش داشته و به ۱۶ هزار و ۵۳۳ تومان رسیده است.این میزان افزایش قیمت کتاب، تقریبا برابر با میزان تورم در این مدت است که از سوی مرکز آمار ایران اعلام شده است.

مهرداد فتحی،مدیر انتشارات «پیشگام»، مهم‌ترین و بزرگ‌ترین مشکلی که در حال حاضر ناشران با آن دست و پنجه نرم می کنند را بحران کاغذ می‌داند و به «قانون» می‌گوید:«به طور کلی در حوزه نشر،فارغ از وضعیت اقتصادی که در حال حاضر اصلی‌ترین معضل است،در سه موضوع مشخص دیگر نیز مشکلاتی وجود دارد؛هم‌صنفی‌ها، مردم و افرادی که آثار را به شکل غیرمجاز چاپ می‌کنند.درباره هم‌صنفی‌ها مساله این است که به دلیل عدم حق کپی‌رایت، برخی ناشران وقتی می‌بینند یک کتاب مثلا خارجی به فروش بالایی دست پیدا کرده است، فورا آن را با نام مترجم دیگری به چاپ می‌رسانند. معضل دیگری که شاهدش هستیم این است که بعضی ناشران با لیبل زدن روی کتاب‌ها قیمت را دو تا سه برابر افزایش می‌دهند و یک تعداد ناشر هم به خاطر وضعیت دلار،مانند اهرم فشار روی پخش کتاب و کتابفروش‌ها عمل می‌کنند.به عنوان مثال یک کتاب برای کتابفروش تا همین چند ماه پیش ٢٠تا ٣٠ درصد سود داشته است.حال شاهد هستیم که برخی از ناشران به خاطر اوضاع کنونی،درصد کتاب‌ها را پایین آوردند و نسبت به تسویه کتاب‌ها هم فشار مضاعفی روی پخش کتاب و کتابفروش‌ها ایجاد کرده‌اند.اما بحران کاغذ در حال حاضر وسیع‌ترین معضل ماست.قیمت کاغذی که تا همین ۶ ماه پیش بندی ۶٠هزارتومان بود،حالا به بندی ٢۵٠ هزار تومان افزایش پیدا کرده است.البته باید گفت بعضی از ناشران سودجو نیز از این افزایش قیمت به نفع خود سوءاستفاده کردند که همین امر باعث دلگیری کتابفروش‌ها و مردم شده است.برای مثال کتابی که هنوز تیراژش تمام نشده اما از دید مخاطبان کتاب به چندین چاپ رسیده است.این در حالی است که سود اصلی کتاب را عده‌ای دیگر برده‌اند!»

فتحی ادامه می‌دهد:«متاسفانه وزارت ارشاد به ویژه در دولت گذشته ،جلوی انتشار بسیاری از کتاب‌ها را گرفت و این وضعیت، به نفع افرادی شد که با سودجویی، همان کتاب‌ها را به شکل غیرمجاز کپی و روانه بازار کرده‌اند.از وقتی شبکه‌های اجتماعی فراگیر شده است، بسیاری از مردم ناآگاهانه نسخه‌های دیجیتال کتاب‌ها را در سایت‌ها یا کانال‌های تلگرامی خود می‌گذارند، ضربه‌ای که این کار به ناشران می‌زند، اساسی است.شاید نیت این افراد خیر باشد اما در درازمدت خودشان را از داشتن آثار جدید در حوزه نشر محروم می‌کند، زیرا با این وضعیت، کار ناشران به تعطیلی انتشارات‌شان می‌انجامد.نکته دیگر اینکه به دلیل بالا رفتن هزینه‌ها، بسیاری از ناشران، ویراستار هم ندارند، فقط نمونه‌خوان و غلط‌گیر دارند».

معضلات‌نشردرانتهای صف‌مشکلات کشور

اکثر ناشران ایرانی معتقدند این افزایش قیمت کتاب است که تاثیر منفیِ مستقیم بر خرید کتاب گذاشته و باعث کاهش شمارگان کتاب می‌شود.از طرفی در شرایطی که اعمال سانسور آسیب جدی به کیفیت آثار منتشر شده در کشور وارد کرده است،عده‌ای معتقدند مقامات دولتی در مقابل، با برجسته کردن آمار کمی نشر کتاب، در تلاش هستند که موضوع سانسور را ناچیز جلوه دهند.گویا آمار نشر کتاب در انحصار دولت است و هیچ نهاد مستقلی اجازه تحقیق و ارائه آمار دقیق در زمینه کتاب‌های سانسور شده ندارد. با این حال اعمال سانسور، کیفیت کتاب‌های حوزه علوم انسانی و ادبیات و هنر را متاثر کرده است.بر اساس آمار رسمی، پایین‌ترین آمار کتاب‌های منتشرشده به کتاب‌های حوزه هنر اختصاص دارد که تنها سه درصد بازار نشر ایران را شامل می‌شود.

غلامحسین سالمی،نویسنده و مترجم با اشاره به وضعیت اسفناک نشر کتاب در شهرستان‌ها به «قانون» می‌گوید:« وضعیت چاپ،نشر و مطالعه در ایران متفاوت با تمام دنیا و در ایران و شهر تهران نیز متفاوت از تمام شهرهاست!در هیچ کجای دنیا کتاب قبل از چاپ از مجرایی به نام ممیزی عبور نمی‌کند.در ایران نه تنها ممیزی وجود دارد که دوستان اعمال کننده این ممیزی‌ها، با یکدیگر اختلاف سلیقه هم دارند و گاهی یک کتاب با دو مترجم می‌بینید که یکی از آن‌ها مجوز دارد و دیگری نه.این‌ها از عجایب روزگار است!اما در کشور ایران،غیر از شهر تهران ،در هیچ کدام از شهرهای دیگر نیز فضای مناسب برای نشر و کتاب وجود ندارد.نمایشگاه‌های کتاب استانی برپا می‌شود که افرادی با مبلغ اندک در آن‌ها غرفه می‌گیرند و کتاب می‌فروشند، در صورتی که کتاب‌فروش شهرستانی باید فروشگاه اجاره کند و مالیات و بیمه و چه و چه بدهد،در نهایت بازار فروش مناسب هم نداشته‌باشد،نتیجه چیست؟انزوا و انصراف ناشر از نشر کتاب!همه کتاب‌خوان‌ها که تنها در تهران جمع نشده اند، وضعیت کتاب در شهرستان‌ها هم اسفناک است.مشکلات کتاب با بازی‌های دم دستی و با حرف زدن و نگاه از یک زاویه حل نمی‌شود.سامانه‌های نشر مشکل دارد. سواد نشر مشکل دارد. کلاس نشر مشکل دارد. تبلیغات نشر مشکل دارد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم برنامه‌ها و کتاب‌های مختص خود را داشته و انگار کاری به این مشکلات ندارد!»

این نویسنده ادامه می‌دهد:«مشکل دیگر این است که ناشران از سوی وزارت جلیله فرهنگ و ارشاد اسلامی حمایت نمی‌شوند.کاغذ با بدترین وضع ممکن خریده می‌شود،قیمت کتاب بالا می‌رود و هیچ خواننده‌ای حاضر نمی‌شود کتابی را به قیمت مثلا ۷۰ هزار تومان خریداری کند.اصلا شما تیراژها را مقایسه کنید.پیش از انقلاب،تیراژ‌ها هفت تا هشت هزار تا بود،حالا تیراژ‌ها ۲۰۰ تا ۲۵۰ ،در این میان جمعیت ایران را هم در این دو دوره از قلم نیندازید،جای تاسف دارد!فراموش نکنید که دولت و به ویژه وزارت ارشاد که متولی قانونی این حوزه هست طبق آمار موجود چیزی حدود هفت هزار کتابخانه دولتی و غیر دولتی در ایران در اختیار دارد،شاید هم بیشتر.ارشاد می‌تواند به هر کدام از این کتابخانه‌ها دو کتاب بدهد که در مجموع ۱۴ هزار می شود و این رقم کمی نیست.می‌تواند به جای بخش اندکی از حقوق کارکنان دولتش،برای کودکانشان کتاب هدیه بدهد.اما گویا مشکلات آنقدر زیاد است که فرهنگ و معضلات آن به ویژه در حوزه نشر و کتاب باید به انتهای این صف بلند بالا بروند».

قرار تخصیص ارز ۴۲۰۰ تومانی به حوزه کتاب

متاسفانه قیمت کاغذ ظرف ۶ ماهه اول امسال تقریبا هفت برابر شده و همین یک دلیل کافی است تا ناشران ورشکسته، نویسندگان و مترجمان بیکار و بازار نشر سرشکسته‌تر از همیشه باشد و در نتیجه این روزها شاهد گران و گزاف‌تر شدن قیمت تمام شده کتاب باشیم. همان کتابی که پیش از این ۶ ماهی که از آن یاد می‌کنیم نیز وضعیت چندان درخشانی نداشته است. سید فاطمه ذوالقدر،نایب رییس اول کمیسیون فرهنگی مجلس و نماینده مردم تهران، با اشاره به تغییرات و نوسانات اقتصادی و تاثیر آن بر قیمت تمام کالاها و اقلام به ویژه حوزه نشر و کتاب به «قانون» می گوید:«نوسانات قیمتی،در ابتدا گران شدن کاغذ را به همراه داشت که باعث افزایش هزینه تمام شده کتاب شد و ناشران، نویسندگان و فعالان عرصه کتاب را با مشکلات مضاعفی مواجه کرد. اما با تصمیماتی که در کمیسیون فرهنگی گرفته شد برای حمایت از حوزه نشر و کتاب قرار شد ارز ۴۲۰۰ تومانی به کتاب تخصیص داده شود تا کاهش هزینه‌های تولید را برای فعالان این حوزه داشته باشیم».

ذوالقدر همچنین درباره تاثیر قابل توجه کاهش قیمت کتاب بر افزایش تقاضای این کالای فرهنگی ادامه می‌دهد:«کالاهای فرهنگی متاسفانه در شرایط اقتصادی نامساعد اولین کالایی است که از سبد خانواده‌ها حذف می‌شود و در شرایط اقتصادی امروز خانواده‌ها اقبال کمتری نسبت به خرید و استفاده کتاب به عنوان یک کالای فرهنگی را دارا هستند. اما یقیناکاهش هزینه‌های کتاب می‌تواند کمک قابل توجهی به افزایش اقبال عمومی کند. اقدامی که می‌تواند در شرایط فعلی کمک به افزایش سرانه مطالعه کند، استفاده از نسخه‌های نرم‌افزاری و پی دی اف کتاب‌هاست که امکان دسترسی بیشتر و گسترده‌تری را برای مخاطبان و کتابخوان‌ها فراهم می کند.اما گسترش استفاده از کتاب‌های الکترونیکی منوط به شرایطی است که آثار مولفان و مترجمان و نویسندگان از سرقت ادبی و علمی محفوظ بماند و در راستای این مهم در برنامه ششم توسعه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مکلف شد نسبت به تسهیل فرآیندهای صدور مجوز و بازنگری و کاهش ضوابط و مقررات محدود کننده تولید و نشر آثار فرهنگی و هنری اقدام کند و قوه قضاییه و نیروی انتظامی مکلف شدند امنیت لازم را برای تولید و نشر آثار و اجرای برنامه‌های فرهنگی و هنری دارای مجوز فراهم کنند و نسبت به جبران خسارت وارده ناشی از ممانعت، تحریک یا اخلال در تولید و نشر این آثار اقدم کنند».

نایب رییس کمیسیون فرهنگی مجلس،موضوع کتاب، کتابخوانی، حمایت از فعالان عرصه کتاب به عنوان یک کالای فرهنگی را از اولویت‌های کمیسیون فرهنگی مجلس دانسته و اظهار می کند:«ما در تلاش هستیم قانون‌گذاری،سیاست‌گذاری و نظارت بر حسن اجرای قوانین و برنامه‌های وضع شده را آن‌گونه که نتیجه آن را در سطح جامعه و خانواده‌ها ببینیم به انجام رسانیم. در این خصوص نشست‌های مستمری با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مولفان و ناشران و نویسندگان برای رسیدگی به مشکلات آن‌ها برگزار شده و خوشبختانه بارویکرد مثبتی که برای حمایت از حوزه نشر و کتاب وجود دارد در تلاش هستیم در بودجه فرهنگی سال ۹۸ افزایش اعتبارات و تخصیص بودجه مناسب با نیازهای این حوزه را داشته باشیم».

و در پایان باید گفت وضعیت نشر در ایران کماکان در شیب تند و رو به سرازیری است.نویسندگان و مترجمان بسیاری را می‌شناسیم که این روزها کتاب‌های‌شان در یک قدمی انتشار و در تلاطم خارج از قاعده کاغذ و دیگر لوازم نشر بلاتکلیف مانده،چشم انتظار نگاه جدی متولیان این حوزه هستند و افسوس زمان از دست رفته، معیشت معلق مانده و عرصه فرهنگ سیلی خورده در کشوری را می‌خورند که به عقبه تمدن و فرهنگی بودنش می‌بالد.

قانون-ابیتا محسنی

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

 

Print Friendly, PDF & Email